باند پسیو یا Passive Speaker یکی از مدلهای رایج بلندگو در سیستمهای صوتی حرفهای است که برای راهاندازی به یک آمپلیفایر خارجی نیاز دارد.
برخلاف باند اکتیو که آمپلیفایر داخل کابینت بلندگو قرار گرفته است، در باند پسیو بخش تقویتکننده از خود بلندگو جدا طراحی میشود. این ساختار باعث میشود کاربر بتواند آمپلیفایر، پردازشگر صدا و سایر تجهیزات سیستم را متناسب با نیاز پروژه انتخاب کند.
باندهای پسیو در پروژههای مختلفی مانند سالنهای همایش، اجرای زنده، سیستمهای صوتی نصب ثابت، مراکز فرهنگی، سالنهای ورزشی و پروژههایی که نیاز به مدیریت مرکزی تجهیزات دارند، استفاده گستردهای دارند.
انتخاب یک باند پسیو مناسب فقط به عدد وات روی مشخصات محصول محدود نمیشود. عواملی مانند نوع کاربرد، ابعاد فضا، توان آمپلیفایر، امپدانس، سطح فشار صوتی و نحوه پوشش صدا باید در کنار یکدیگر بررسی شوند.

در یک سیستم پسیو، مسیر انتقال صدا معمولاً به شکل زیر است:
میکروفن یا منبع صدا → میکسر → DSP / پردازنده صدا → آمپلیفایر قدرت → باند پسیو
سیگنال خروجی میکسر به تنهایی توان کافی برای حرکت دادن درایورهای بلندگو را ندارد. وظیفه Power Amplifier این است که این سیگنال را تقویت کرده و انرژی لازم برای عملکرد بلندگو را از طریق کابل اسپیکر منتقل کند.
در ساختار داخلی یک باند پسیو معمولاً بخشهایی مانند:
وجود دارند.
کراساور وظیفه تقسیم فرکانسهای صوتی بین بخشهای مختلف بلندگو را بر عهده دارد تا هر درایور محدوده مناسب خود را پخش کند.
مهمترین تفاوت این دو نوع بلندگو در محل قرارگیری آمپلیفایر است.
هیچکدام از این دو ساختار به صورت مطلق بهتر از دیگری نیستند. انتخاب مناسب به نوع پروژه، شرایط نصب، تعداد بلندگوها و نیازهای سیستم صوتی بستگی دارد.
یکی از مهمترین مزیتهای باند پسیو، جدا بودن بلندگو و آمپلیفایر است. این موضوع در پروژههای حرفهای امکان کنترل بیشتری روی طراحی و مدیریت سیستم ایجاد میکند.
برخی مزایای این ساختار عبارتاند از:
در پروژههایی که تعداد زیادی بلندگو استفاده میشود یا تجهیزات در یک محل مرکزی قرار دارند، معماری پسیو میتواند انتخاب مناسبی باشد.

یکی از اشتباهات رایج هنگام انتخاب باند پسیو، مقایسه فقط بر اساس عدد Watt است.
در مشخصات محصولات ممکن است اعدادی مانند:
ذکر شوند که هرکدام مفهوم متفاوتی دارند.
بنابراین هنگام مقایسه محصولات باید نوع اندازهگیری توان نیز بررسی شود.
امپدانس یکی از مهمترین مشخصات برای هماهنگی بین باند پسیو و آمپلیفایر است و معمولاً با واحد اهم (Ω) نمایش داده میشود.
باندهای پسیو معمولاً در مدلهای 4 یا 8 اهم تولید میشوند.
هنگام اتصال چند بلندگو به یک کانال آمپلیفایر، باید امپدانس نهایی به درستی محاسبه شود؛ زیرا کاهش بیش از حد امپدانس میتواند فشار زیادی به آمپلیفایر وارد کند.
دو بلندگو با توان مشابه ممکن است خروجی صوتی متفاوتی داشته باشند.
Sensitivity نشان میدهد بلندگو با مقدار مشخصی توان ورودی چه میزان فشار صوتی تولید میکند.
Maximum SPL نیز میزان توانایی سیستم برای تولید صدای بلند را مشخص میکند و معمولاً اطلاعات کاربردیتری نسبت به عدد وات ارائه میدهد.
باندهای پسیو در اندازههای مختلفی مانند 10، 12 و 15 اینچ تولید میشوند.
معمولاً برای کاربردهایی مانند سخنرانی، کنفرانس و سیستمهای کوچکتر مناسب است.
تعادل مناسبی بین حجم صدا، وزن و ابعاد ایجاد میکند و یکی از انتخابهای رایج برای بسیاری از پروژهها است.
به دلیل ووفر بزرگتر، معمولاً توانایی بیشتری در تولید فرکانسهای پایین دارد و در کاربردهای موسیقی و فضاهای بزرگتر استفاده میشود.
البته بزرگتر بودن ووفر همیشه به معنی بهتر بودن نیست و انتخاب باید بر اساس شرایط واقعی پروژه انجام شود.
باندهای پسیو در پروژههای مختلفی استفاده میشوند، از جمله:
در پروژههای نصب ثابت، امکان قرار دادن آمپلیفایر و DSP در رک مرکزی باعث میشود مدیریت و سرویس سیستم سادهتر انجام شود.

اگر یک سیستم صوتی کوچک دارید و سرعت راهاندازی برای شما اهمیت دارد، ممکن است باند اکتیو گزینه سادهتری باشد.
اما در پروژههایی که نیاز به تعداد زیادی بلندگو، کنترل مرکزی، چند زون صوتی یا نصب دائمی وجود دارد، باند پسیو میتواند انعطاف بیشتری در طراحی سیستم ایجاد کند.
در اکوچراغی میتوانید مدلهای مختلف باند پسیو را بررسی کرده و با توجه به نوع استفاده، مشخصات فنی و نیاز پروژه، گزینه مناسبتری انتخاب کنید.
باند پسیو بلندگویی است که آمپلیفایر داخلی ندارد و برای کارکرد به یک Power Amplifier خارجی نیاز دارد.
خیر. خروجی میکسر توان کافی برای راهاندازی مستقیم بلندگوی پسیو را ندارد و باید از آمپلیفایر قدرت استفاده شود.
خیر. اندازه ووفر تنها یکی از عوامل انتخاب است. نوع کاربرد، Maximum SPL، حساسیت، طراحی کابینت و شرایط پروژه اهمیت بیشتری دارند.
همیشه ضروری نیست، اما DSP میتواند امکاناتی مانند EQ، Limiter، Delay و کنترل دقیقتر کراساور را در اختیار سیستم قرار دهد.